خاطرات شهدا

حماسه دریاقلی و گروه فدائیان اسلام

شهید دریا قلی سورانی چند روز پس از آغاز جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق متوجه عبور غافلگیرانه عراقی‌ها از رودخانه بهمنشیر شد و مسافت ۹ کیلومتری را از گورستانِ اتومبیل‌های فرسوده در «کوی ذوالفقاری» تا نیروهای خودی را با دوچرخه می‌پیماید و مدافعان شهر را از حمله عراقی‌ها آگاه می‌سازد. خاطره ای که می خوانید برگرفته از کتاب پنجه در پنجه رئیس جمهور به روایت قاسم صادقی است.

صبح روز هشتم آبان ۱۳۵۹، وقتی خورشید در آبادان طلوع کرد که نیروهای عراقی از بهمن شیر عبور کرده بودند. می رفتند تا آخرین نقطه از حلقه ی محاصره ی آبادان را تسخیز کنند. هدف؛ تصرف جزیره آبادان و تسلط کامل بر اروند رود بود.

آن روز دریاقلی سورانی؛ مرد آبادانی که در نزدیکی محل ورود عراقی ها انبار وسایل اوراقی داشت، متوجه حضور ان ها شد. به محض دیدن متجاوزین بی درنگ سوار بر دوچرخه شد وبه صرعت خودش را به پایگاه بسیج در ایستگاه ۲، بعد بع پاسگاه خسروآباد رساند و بعد از آن راه هتل کاروانسرا؛ مقر فدائیان اسلام را در پیش گرفت و خبر هجوم نیروهای عراقی به منطقه ذوالفقاری را به مدافعین شهر رساند. وقتی داشت ماجرا را برای سید مجتبی تعریف می کرد، نفس نفس می زد و شر شر عرق می ریخت.

آقا سیدمجتبی فورا به چند نفر گفت؛ بروند تتحقیق کنند و ببینند راست می گوید یا نه؟ عده ای با یک شورلت آبی رنگ به سمت منطقه ذوالفقاری رفته و متوجه شدند که عراقی ها در نخلستان های بهمن شیر پراکنده شده اند.

پس از اطمینان از صحت خبر، بلافاصله سیدمجتبی هاشمی دستور حرکت را صادر کرد.

دریاقلی خودش را به ستاد عملیات آبادان رساند و آیت الله جمی؛ امام جمعه راه هم آگاه کرد و سراغ سپاه آبادان رفت. پس از آن مجددا سوار بر دوچرخه شد.

درحالی که یک بلندگوی دستی تهیه کرده بود، به سوی منطقه ی ذوالفقاری بازگشت و با بلندگوی دستی مردم را هم باخبر نمود.

گروه فدائیان اسلام جزو اولین نیروهایی بود که در این منطقه با دشمن درگیر شد. در پی آگاهی از عبور دشمن از بهمن شیر، تعدادی از مردم بومی و رزمندگان بسیجی، سپاهی و ارتشی مستقر در آبادان، به منطقه ذوالفقاری آمده و به گروه های مختلف تقسیم شدند. نیروهای دیگری نیز از بسیج و مساجد آبادان به جمع مدافعان پیوستند. بعضی ها اسلحه نداشتند و هنگامی که رزمنده ای شهید یا زخمی می شد، با اسلحه او می جنگیدند.

رزمندگان، مهاجمان را که تا جاده خسروآباد پیش آمده بودند، به داخل نخلستان حاشیه بهمن شیر عقب راندند. عده ای از فدائیان اسلام خودشان را به پل شناوری که عراقی ها روی بهمن شیر زده بودند، رسانده و با انهدام تجهیزات در حال عبور از آن، پل را مسدود و عقبه دشمن را قطع کردند.

صبح روز بعد، هواپیماهای خودی توانستند پل شناور روی رودخانه ی بهمن شیر را که عراقی ها احداث کرده بودند، بمباران کنند. به این ترتیب بعثی ها تارو مار شدند و تعدادی از آن ها در نخلستان ها گرفتار و عده ای هم کشته و اسیر شدند.

بعضی در حال فرار از رودخانه، توسط نیروهای ما کشته و برخی هم در بهمن شیر غرق شدند.

دوشب بعد از عملیات دشمن با اطلاعاتی که از جاسوسان خود به دست آورده بود، کلبه ی گِلی دریاقلی سورانی را هدف خمپاره ها قرار داد. وی که به شدت مجروح شده بود، پس از رسیدگی اولیه برای معالجه به شهر اهواز و با قطار به تهران عازم شد. لیکن در راه به شهادت رسید و در بهشت زهرا دفن گردید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن