برادر رزمنده اي داشتيم،‌ مشغول خانه سازي بود. آخر هم نفهميدم ساختمانش تمام شده يا نه! جبهه كه بوديم، چند وقت يكبار مرخصي مي گرفت

دکمه بازگشت به بالا
بستن