دوشکا همچنان طعمه مى جست
    خاطرات شهدا

    دوشکا همچنان طعمه مى جست

    از میدان مین تا خاکریز فاصله چندانى نبود. اما دوشکاى عراقى امان همه را بریده بود. لحظه اى نواى بد…
    انگشت
    خاطرات شهدا

    انگشت

    توی بحبوحه عملیات یکدفعه تیربار ژ۳ از کار افتاد! گفتیم: چه شد؟ پسر گفت: «شلیک نمیکنه. نمیدونم چرا؟» وارسی کردیم،…
    بزرگی شهید حسین مولود زاده
    خاطرات شهدا

    بزرگی شهید حسین مولود زاده

    شهید برای ساختن مسجد (مهدیه) واقع در محل زندگیشان بدون مزد و چشم داشت خدمت میکرده است و از قول…
    خوزستان سرزمین پاک شهدا
    خاطرات شهدا

    خوزستان سرزمین پاک شهدا

    خوشا جایی رفتن که شهدا میزبانند، آنانی که با اسب شعور تا فلک تاخته‌اند و به نام عشق جان باخته‌اند…
    عبارت های خاکی(قسمت اول)
    خاطرات شهدا

    عبارت های خاکی(قسمت اول)

    در پشت خاکریزها به اصطلاحاتی برخورد می کردیم که به قول خودمان تکیه کلام دلاوران روز و پارسایان شب بود.…
    دکمه بازگشت به بالا
    بستن