خاطرات شهدا

آهن،‌ چدن

زخمیهایی که از بیمارستان ترخیص می شدند، یا مجروحانی که دلشان طاقت دوری از دوستان را نداشت و با همان وضعیت فرار می کردند و به گردان باز می گشتند، بچه هایی که مطلع بودند آنها هنوز تیر و ترکش در بدن دارند راه می افتند می رفتند به استقبال و می گفتند: آهن ماهن چی داری؟ و مثل سلف خرما بعض ی با صدای بلند داد می زدند: آهن، چدن و …. می خریم!

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن