خاطرات شهدا

این عملیات لیاقت نمی خواهد

در عملیات کربلای ۴ بر خلاف کربلای ۵ اوضاع منطقه چندان بر وفق مراد نبود. ماست ترشی بود از تغارش پیدا! بچه ها موفق به تثبیت مواضع به دست آمده نشدند و با دادن کشته و زخمی قابل توجه عقب نشینی کردند. معمول بود که گفته می شد خدا گلچین می کند، مصداق شعر حافظ: هزار نکته غیر حسن بباید که تا کسی / مقبول طبع مردم صاحبنظر شود. تشخیص درستی هم بود. رفتنیها با آنها که بیخ ریش صاحبشان بودند که به اصطلاح تومانی هیجده ریال توفیر می کردند. لذا از تعارفات که می گذشتیم به هر کس التماس دعا نمی گفتند،‌ به معنی خاص کلمه!‌ و از هر کس حلالیت نمی طلبیدند و یادگاری نمی گرفتند و آنجا که این تمیز و تشخیص نبود و به کسی می گفتند،‌ اگر شهید شدی،‌ پاسخ می شنیدند: ما لیاقت نداریم! در کربلای ۴ کار به جایی رسیده بود که اگر برادری می خواست بگوید ما که لیاقت … می گفتند:‌ خیالت راحت باشد این عملیات خیلی لیاقت نمی خواهد،‌ آنقدر که فرار نکنی و پای کار باشی کافی است!

از کتاب فرهنگ جبهه جلد سوم (شوخ طبعی ها) نوشته سید مهدی فهیمی

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن