خاطرات شهدا

این ازاولیاءالله است!

چون شلمچه براى عراق خیلى حساس بود، بدترین نیرویشان، عبدالامیر را گذشته بودند مسئول گروه سى نفره عراق. همیشه دهانش بوى گند مشروب مى داد و چشم هایش ورم کرده و قرمز بود. هفت هشت کیلومتر توى خاک عراق مى رفتیم تا به سه راه شهادت برسیم و مشغول کار تفحص شویم. توى این مسیر زیارت عاشورا را مى خواندیم; ممنوع کرد. وقتى هم شهیدى پیدا مى کردیم، مى بوسیدمش و با او درد و دل مى کردیم. مى گفت: حرام است. براى این که ما را آزار بدهد. با سرنیزه جمجمه شهدا را بالا مى آورد و حرف هاى توهین آمیز مى زد. یک روز، از حد گذراند و به یک شهید توهین کرد. وقتى آمدیم توى خاک خودمان، از شدت ناراحتى بغض کرده بودیم. من و مجید شروع کردیم به گریه کردن. یاد عملیات کربلاى پنج افتادم که قرار بود رمز عملیات «لاحول و لا قوه الا بالله العلى العظیم» باشد که شهید حاج حسین خرازى گفت: ما درد کربلاى چهار را چشیدیم. پس بیایید رمیز عملیات را «یا زهرا» بگذاریم. نام بى بى کلید قفل هاى بسته است.

به مجید گفتم: «بیا متوسل شویم به حضرت زهرا(س) که شر این فاسد کم شود یا یک بلایى سرش بیاید …» متوسل شدیم.

فرداى آن روز، مثل همیشه، ساعت هفت، وارد خاک عراق شدیم. عجیب بود; آن روز براى اولین بار، عبدالامیر بوى مشروب نمى داد. گفت: «امروز مى خواهم شما را یک جاى خوبى ببرم; به ساترالموت (خاکریز مرگ)». اعتنا نکردم. اصرار کرد، قسم خورد، گفت: «حاجى! والله قسم که خودم اینجا آدم کشتم». به مجید پازوکى گفتم: «تا ساعت دو کار مى کنیم و از ساعت دو تا چهار هم به جایى مى رویم که عبدالامیر گفت.» آنجایى که عبدالامیر مى گفت، یک خاکریز بلند بود. اولین بیل را که زدیم یک شهید پیدا شد.

پیکر، سالم بود. یک کارت شناسایى عکس دار و یک مسواک تاشو داخل جیبش بود. با مسواک خودش خاک صورتش را کنار زدم. عکس با صورتش قابل تطبیق بود. راحت مى شد فهمید که تازه محاسنش درآمده و هنوز هفده سال را پر نکرده بود. مشغول کار خودمان بودیم که متوجه شدیم عبدالامیر به صورت تشهد نماز، دو زانو نشسته و به کف پاى شهید دست مى کشید و به صورت خود مى مالید. سرش داد کشیدم که: «حرام، عبدالامیر. تو که مى گفتمى حرام است!» گفت: نه، این از اولیاء الله است!».

از آن روز به بعد، عبدالامیر با ما زیارت عاشورا مى خواند!

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن