خاطرات شهدا

بچه‌های ناب منطقه

اینان مردانی هستند که حماسسه آفریدند. اینان دلیر مردانی هستند که با سجودشان مخلصانه به سوی خداوند شتافتند.  در خاکریزها خمیده راه می رفتند تا ما امروز با قامتی راست قدم برداربم.


بچه‌های ناب منطقه

شهید مهدی زین الدین:

چندروزقبل از شهادتش،ازسردشت می رفتیم باختران(کرمانشاه )،

بین حرفهاش گفت:((بچه ها!من دویست روز روزه بدهکارم))…..تعجب کردیم.

گفت:((شش ساله که هیچ جا ده روز نمونده ام که قصد روزه کنم.))

وقتی خبر رسید شهید شده توی حسینیه انگار زلزله شد.

کسی نمیتوانست جلوی بچه ها را بگیرد.توی سر و سینه شان می زدند.

چندنفر بی حال شدند و روی دست بردندشان.

آخر مراسم عزاداری ،آقای صادقی گفت : شهید به من سپرده بود که ۲۰۰ روز روزه قضا داره.کی حاضره براش این روزها رو بگیره؟

همه بلند شدند.نفری یک روز هم می گرفتند،می شد ده هزار روز.

روحش شاد

 

*یکی از بچه‌های ناب منطقه شهید «بهرام عیسوندرحمانی» معاون گروهان بود؛ هر وقت که صحبت از شهادت می‌شد، می‌گفت: «بهترین جا برای تیر خوردن پیشانی است».

در وصیت‌نامه‌ این شهید آمده است: «خدایا! با چشم‌های باز و آگاهی بر اینکه چه راهی را می‌روم و با ایمان و طرفداری از حق به این راه آمده‌ام، نه بخاطر ریا و تکبر و خودنمایی، بلکه برای مبارزه با نفس و کامل کردن ایمان، راه تو را انتخاب کرده‌ام؛ پس پروردگارا، تو مرا بیامرز و از سر گناهانم بگذر.

 

* رفته بودم خط دیدنش.کفش هایش پاره شده بود، اما کفش های لشکر را نمی گرفت. می گفت مال بسیجی هاست.برای کاری رفتیم شهر… گفتم اگر خواهشم را رد کنی ناراحت می شوم. برایش یک جفت کفش ورزشی خارجی خریدم.چیزی نگفت!میان راه یک بسیجی را سوار کرد،پرسید: این طرف ها چکار می کردی. توضیح داد کفش ها یش پاره بوده و آمده بود یک جفت کفش بگیرد، اما قسمت نبوده. حاجی نگاهی به من کرد و بعد کفش ها را داد به جوان بسیجی. جوان خواست پولش را بدهد.قبول نکرد.گفت برای صاحبش دعا کن. گفتم حاجی خودت هم نیاز داشتی! گفت من الان فرمانده ام، اگر این بار سنگین فرماندهی را از دوش من بردارند،من هم می شوم مثل اون بسیجی،اون وقت می توانم جلوی بقیه از این کفش ها پایم کنم….

عملیاتی در فکه برای پاکسازی معابر از مین…

این عملیات با رمز «یاسیدالشهداء(ع)» در روز ۱۳ اردیبهشت ماه سال ۶۵ مصادف با ۲۳ ماه شعبان آغاز شد. در این عملیات سردارانی مثل حاج حسین اسکندرلو فرمانده گردان حضرت علی اصغر (ع) و شهید حسنیان فرمانده گردان المهدی(ع) به شهادت رسیدند. در این عملیات شهید سید مهدی اعتصامی، سیدمجتبی زینال الحسینی، اصغر کاظمی، علی دهقان سانیچ، سعید منتظری از جمع همسنگران تخریبچی لشکر۱۰س در باز گشایی معبر جهت رزمندگان به آسمان پرکشیدند.

 

* می گفت: « دوست دارم شهادتم در حالی باشد که در سجده هستم. »

یکی از دوستانش می گفت :

در حال عکس گرفتن بودم که دیدم یک نفر به حالت سجده پیشانی به خاک گذاشته است .

فکر کردم نماز می خواند ؛ اما دیدم هوا کاملاَ روشن است و و قت نماز گذشته ، همه تجهیزات نظامی را هم با خودش داشت.

فراوری: عاطفه مژده


منبع: خاطرات جبهه

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن