خاطرات شهدا

تعمیرکاران ارمنی که به جبهه می‌رفتند

دفاع در برابر متجاوز منحصر به هیچ دسته و نژاد و گروهی نیست. در جنگ نابرابری که بر ما تحمیل شد؛ هم‌وطنان مسیحی در قامت دلیر مردان این مرز و بوم دوشادوش هم‌وطنان مسلمان خود، دستان پلید متجاوزین را کوتاه کردند و هر یک در قالب قشرهای مختلف، سهمی در این پیروزی‌ها داشتند.

«داوید گالوستیان» پیرمرد کهنه کار باطری ساز، یکی از هم‌وطنان مسیحی است که تجربه سال‌ها حضور در مناطق جنگی را به همراه دارد. وی در گفت‌وگو با فارس روزهایی از حضورش در جبهه را روایت کرد.

متولد ۱۳۱۷ فریدون شهر اصفهان هستم. تحصیلات خود را تا مقطع ابتدایی در محله جلفای اصفهان گذراندم و پس از پایان تحصیلات ابتدایی به کار باتری‌سازی پرداختم. پس از ۱۳ ۱۴ سال باتری‌سازی، به خدمت سربازی در رسته باتری‌سازی لشکر ۹ گرگان رفتم. پس از پایان خدمت سربازی به تهران آمدم و در سال ۱۳۴۳ ازدواج کردم که ماحصل آن دو پسر و یک دختر است.

 

روز اعزام به جبهه

سال ۵۹ اولین حضورم در جنگ بود. این حضور از طریق ستاد پشتیبانی جنگ انجام می‌شد و از همه صنف‌ها مثل مکانیک و باتری‌سازی شرکت می‌کردند؛ ما تعمیرکاران ارامنه با معرفی‌نامه از طرف شورای خلیفه‌گری به اهواز اعزام شدیم و در یک مرکز مجهز که مربوط به شرکت واحد بود در گروه‌های کار تعمیر و بازسازی ماشین‌های سبک و سنگین را انجام می‌دادیم.

گروه‌های فنی و تعمیری، همه از ورزیده‌ترین تعمیرکاران ارامنه بودند که در گروه‌های ۳۰ تا ۴۰ نفره در آنجا مستقر می‌شدند و همه کسانی بودند که در تهران مغازه تعمیرکاری داشتند. روزهای اعزام ما از زیباترین روزهای زندگی‌ام بود و همیشه در ذهنم مانده است.

تبحر ما به حدی بود که هیچ نوع خودرویی در منطقه وجود نداشت که نیاز به تعمیر داشته باشد و ما نتوانیم آن را تعمیر کنیم. مثل انواع خودروهای سواری، نیمه سنگین، سنگین بولدوزر و لودر. در آن زمان من ریاست هیئت مدیره باتری سازان تهران را بر عهده داشتم و مدت ۲۵ سال این سمت بر عهده‌ام بود و در هر مأموریت عده‌ای از تعمیرکاران زبده ارامنه به مناطق جنوب و شمال غرب اعزام می‌شدند.

در همان زمان‌ها یک‌بار مسئول پشتیبانی آمد و گفت: «لودر و بولدوزرها پشت خاکریز خط مقدم خراب شده و نیاز به تعمیر دارد» . من با یکی از همکاران به کمک سیم‌بکسل و طناب ۲۰ تا ۳۰ لودر را از خط مقدم جابجا کردیم. ما خودروهایی که نیاز به تعمیر داشت را خیلی زود تحویل دادیم و این برای مسئولین پشتیبانی تعجب برانگیز بود.

ما بسیاری از خودروهای باری که در خط مقدم مورد استفاده قرار می‌گرفتند و حالا مستهلک شده بودند،‌ را با جابجا کردن قسمت‌های سالم بر روی شاسی‌های سالم و جابه‌جا کردن آن روانه خط مقدم می‌کردیم و این خدمات ما از گیلانغرب تا اهواز و دزفول ادامه داشت. در هر مأموریت بین یک تا ۲ ماه در منطقه بودیم و در بین آن یک هفته به خانه برمی‌گشتیم.

ما هیچ مبلغی دریافت نمی‌کردیم و تنها احساس مسئولیت و ادای دین بود که باعث می‌شد با تمام وجود از توانایی‌های‌مان در جهت دفاع از کشورمان استفاده کنیم. برای حضور ما هیچ اجباری وجود نداشت و همه تعمیرکاران ارامنه داوطلبانه در منطقه حضور پیدا می‌کردند و احساس با هم بودن و در کنار رزمندگان اسلام بسیار زیبا، دوستانه و آرزویی دیرینه بود و حضور در جبهه از شروع جنگ تا پایان، سند افتخاری برای من به عنوان یک رزمنده مسیحی است و افتخار بزرگی برایم محسوب می‌شود.


منبع: خبرگزاری فارس

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن