خاطرات شهدا

حمام چند ماهه

مثل اغلب دوستان،‌ من را هم خانواده نمی گذاشتند بروم جبهه. یک بار به قصد رفتن حمام خیلی عادی از خانه خارج شدم – کاری که همه بچه ها بلد بودند و به این وسیله ساک حاوی وسایل و لباسهایشان را از خانه خارج می کردند. بعد از چند روز که در پادگان بودیم رفته بودم حمام گردان. موقع برگشتن گفتم بد نیست یک تلفن به خانه بزنم. به مادرم تلفنی گفتم: خدا می داند تازه الان از حمام آمده ام بیرون و تا برگردم خانه، فکر می کنم چند ماه طول بکشد!

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن