خاطرات شهدا

شهید ابولفضل ابولفضلی گردان امام محمد باقر

نوروز ان سال مصادف شده بود با شب ولادت اقا امام رضا(ع).در اخر مراسم سال تحویل متوسل شدیم به اقا قمر بنی هاشم(ع).فردا صبح از بچه ها پرسیدم:”رمز امروز به نام کی باشه؟”فکر میکردم چون روز ولادت امام رضا(ع) بود همه میگویند”امام رضا(ع) اما حاج اقا گنجی گفت:”یا اباالفضل(ع)” گفتم:”امروز روز ولادت امام رضاست(ع)” گفت:”دیشب به اقا اباالفضل(ع)متوسل شدیم امروز هم به نام ایشان میریم و عیدی رو از دست اقا میگیریم.” نخستین شهید پس از چند دقیقه کشف شد روی وصیت نامه اش نوشته بود:شهید ابوالفضل خدایار گردان امام محمد باقر(ع) گروهان حبیب از کاشان. نمیدانم چرا به زبانم جاری شد که اگر نام شهید بعدی هم ابولفضل باشد اینجا گوشه ای از حرم اقاست.

…داشتم زمین را میکندم که دیدم حاج اقا گنجی و یکی دیگر از بچه های سرباز داخل گودال پریدند.خیلی عجیب بود یک دست شهید از مچ قطع شده بود ابی زلال هم از حفره ی خاکریز بیرون می ریخت. گفتم حتما از قمقمه ی شهید است اما قمقمه خشک خشک بود. نفهمیدم اب از کجا بود که با پیدا شدن پیکر قطع شد. وقتی پلاک شهید را دیدم دیگر دنبال اب نبودیم.

“شهید ابولفضل ابولفضلی گردان امام محمد باقر(ع) گروهان حبیب از کاشان.”                                         (به نقل از محمد احمدیان گروه تفحص)

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن