شعر دفاع مقدس

صدای فاطمه(س) از جبهه آید

زمین و آسمان در ناله باشند

که پیغام آور صد لاله باشند

به گوش جان دوباره نغمه آید

صدای فاطمه (س) از جبهه آید

که یاران من پهلو شکسته

بین یا رب به خاک و خون نشسته

شبی یاران به سوی دشت رفتند

برای کربلای هشت رفتند

سراپای وجود آن عزیزان

در آن شب بود محور روی جانان

به پیش پای آنان پای من بود

به پهلوی شکسته دست من بود

علی آمد کمک باذوالفقارش

حسین(ع) آمد سوار ذوالجناحش

همه در انتظار حمله بودند

همه این نغمه با هم می سرودند

که ما انصار زهرای حسینیم

فدایی بر ره پیر خمینیم

بکن یا رب عنایت جان زهرا(س)

بگیرم انتقاد او ز اعدا

در آن شب دشت و صحرا لاله گون گشت

زمین جبهه یا رب پر زن خون گشت

همه از یکدگر سبقت گرفتند

برات جنت و کوثر گرفتند

به بالای سر هر کس که رفتم

سرش را روی دامانم گرفتم

بگفتم چشم خود را باز کن باز

برای مادر خود راز کن راز

که من آن پاره قلب رسولم(ص)

تماشا کن که زهرای بتولم(ص)

منم آن کس که می کردی صدایم

منم آن کس که جان دادی برایم

مبارک باد بر تو این شهادت

بگیر از دست من جام سعادت

به آوای جلی گویم من از جان

شما پیروز هستید ای عزیزان

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن