خاطرات شهدا

فتح تهران

ظاهراً بعد از عملیات فتح المبین یکی از فرماندهان بلند پایه! عراقی با ستاد فرماندهی شان تماس گرفته بود.

از آن طرف خط سراسیمه پرسیده بودند:«چه شده چه کردید؟ تهران فتح شد؟»

او هم جواب داده بود:«من الان از تهران با شما تماس می گیرم».

آن ها با هیجان بیشتری گفته بودند:«خوب، خوب، ادامه بده».

فرمانده ادامه داده بود:«ما را با اتوبوس آوردند تهران و الان هم دستمان به تنبانمان است که نیفتد!»

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن