خاطرات شهدا

نگاه قاب عکس خاطره ای از شهید واحد اطلاعات عملیات «ابراهیم امیرعباسی»

تاریخ تولد: ۲/۰۲/۱۳۴۰

تاریخ شهادت: ۱/۴/۱۳۶۲

یگان خدمتی: لشکر ویژه شهدا

شهادت در عملیات: سردشت کردستان مسئول محور اطلاعات

محل دفن: مشهد مقدس گلزار شهدای بهشت رضا

در سال ۱۳۴۰ در مشهد به دنیا آمد. ۴ ساله بود که پدرش را از دست داد. بعد از گرفتن دیپلم، به عضویت سپاه درآمد. پس از مدتی حضور در کردستان، برای محافظت از بیت امام (ره) به جماران رفت. با شروع جنگ تحمیلی، عازم جبهه شد و به عنوان جانشین واحد اطلاعات عملیات لشکر ویژه شهدا، در چند عملیات شرکت کرد. اولین روز تیرماه ۶۲، در جبهه سردشت، به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

نگاه قاب عکس

عملیات شده بود. خیلی نگران بودم، چون ازابراهیم خبری نداشتم. شب، مادرم گفت: ابراهیم مجروح شده استو ماه رمضان بود. افطاری را خوردم و تا سحر آرام و قرار نداشتم. با خودم فکر می کردم حتی اگر دست و پا نداشته باشد، فقط می خواهم کنارم باشد، من هم تا آخر عمر کنارش می مانم و از او پرستاری می کنم.

حال عجیبی داشتم. بعد از سحر، مادرم صدایم زد و گفت: بیا دایی های آقا ابراهیم آمده اند کارت دارند. وقتی وارد اتاق شدم، دیدم همه مردهای فامیل نششته اند، دلم ریخت. مطمئن بودم برای مجروحیت ابراهیم اینجا جمع نشده بودند. وقتی خبر شهادت ابراهیم را دادند، سرم گیج رفت. انگار آب جوش روی سرم ریختند. صدای هیچ کس را نمی شنیدم. خودم را نگه داشتم و سوره والعصر را خواندم. آرام شدم، دلم داشت از بغض می ترکید.

کارهایشان را کرده بودند. قاب عکس حاضر بود و اعلامیه ها را هم چاپ کرده بودند. عکس را که دیدم باور کردم شهید شده است. عکسش را به بغل گرفتم و بلند بلند گریه کردم، با ابراهیم حرف می زدم. به یاد اولین روزهای زندگی مشترکمان افتادم. همیشه از شهادت حرف می زد و از من رضایت می طلبید. حالا فقط عکسش پیش من بود و نگاهم می کرد

همسر شهید

منبع: چشمان فرمانده، خاطراتی از دلیرمردان شهید واحد اطلاعات عملیات یگان های رزم خراسان

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن