خاطرات شهدا

پیرمرد و حوری!

شبی در تفسیر سوره واقعه بحث حورالعین بود و مشیانی توضیح داد که در آن دنیا به هر کسی حوری هم سن وسال خودش تعلق میگیرد و…

در اینجا حاجی لک زایی امدادگر دسته که حدود ۶۰ سال داشت، فریاد اعتراضش بلند شد، که ای بابا سر ما کلاه رفت من حوری ۶۰ ساله میخوام چکار؟! و شروع کرد به سرو صدا کردن و قیل و قال که یا همین حالا حوری سهم من را ۱۷ – ۱۸ ساله کنید یا ما برگشتیم مشهد! شهادت وحوری هم پیشکش خودتان!

خلاصه شوخی در اتاق بالا گرفت و خنده در اتاق پر شد. سرانجام میشانی حاجی را قانع کرد و گفت که شما بعد از شهادت در روز قیامت جوان شده و سپس بر انگیخته میشوید، که حاجی هم خوشحال و خندان سر جایش نشست.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن