خاطرات شهدا

یا حضرت عباس!

خبرنگاران خارجی آمده بودند منطقه و با بسیجی ها مصاحبه می کردند. می گفتند: ما خیلی حرف ها راجع به شما و نحوه جنگیدن شما شنیده ایم. حالا آمده ایم که با چشم های خودمان همه چیز را از نزدیک ببینیم. برادری را صدا زدند و از او که یک آر.پی. جی زن بود، خواستند آنها را در این خصوص راهنمایی کند.

او توضیح داد: ببینید وقتی تانک عراقی به ما نزدیک می شود، موشک آر.پی. جی را سر آن می بندیم، ضامنش را می کشیم، نشانه گیری می کنیم. در تمام این لحظات آنها می گفتند: خوب ما هم که همین کارها را انجام می دهیم.

دست آخر آر.پی. جی زن گفت: دست را که روی ماشه می بریم، می گوییم یا حضرت عباس و موشک رها می شود. حرف که به این جا رسید، خبرنگاران همدیگر را نگاه کردند و بعد با تعجب به مترجم گفتند: حضرت عباس! حضرت عباس دیگر چه صیغه ای است! و او شرح داد که این رمز عملیات است و گفته اند نگویید!

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن